تبليغاتX
هایغیر

هایغیر

شرح چگونگي دسترسي به اسناد درباره روابط با آمریکا از زبان فاتحان لانه جاسوسي:

حركت انقلاب و جهتگيري آن باعث‏شد كه اينها به دنبال مطبوعاتي باشند كه چهره امريكا را مطلوب جلوه دهد. يك سري اسناد داريم كه اينها به صورت فعال رفته بودند سراغ روزنامه‏نگاران. غير از فعاليت آشكاري كه براي جلب نظر مطبوعات مي‏كردند. امريكا از طريق CIA در صدد راه اندازي يك نشريه در ايران بوده و خسرو قشقايي و مدني مامور امر بودند و قرار بود كه امريكا هم از لحاظ مالي و هم از لحاظ خبري و مقالات اين روزنامه را حمايت‏بكند.

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8808181393

اكثر افرادي كه اسنادشان در لانه جاسوسي پيدا شد غير از سلطنت طلبان و نيروهاي وابسته به نظام شاه و سرمايه داران وابسته به آمريكا ، اعضاي جبهه ملي و بعضي از شاگردان و همفكران دكتر مصدق بودند. نوه دختري ايشان متين دفتري، كه پدرش دو بار نخست وزير رضا خان شد، هم سند داشت كه بعد از افشاي اسناد مربوط به او، از ايران فرار كرد . ابوالحسن بني صد ر از طرفداران پر و پاقرص مصدق. از ابوالحسن بني‌صدر هم يك سند در آمد كه يك مأمور سيا بني‌صدر را با حقوق ماهيانه هزار دلار،‌به عنوان مشاور اقتصادي استخدام كرده است. از خسرو قشقايي عضو ملي گرا كه در خارج به عضويت سازمان سيا در آمده بود و بعدا هم كه دستگير شد قبل از اعدام به اين جريان اعتراف نمود .و...

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8808181198

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ماسموس  | 

تاري از رنج، پودي از عشق

دامن چيندار گلبهار روي دار قالي پهن بود که به آن جا رسيديم. بر عکس آن چه هميشه ديده بودم دار قالي او به جايي نصب نبود و به صورت افقي روي زمين خوابيده بود. خودش مي گفت قالي شيراز را اين طوري مي بافند.
 با اين که يکي از چشمهايش نابينا بود اما قالي نيمه کاره را چنان تند تند گره مي زد که همه ما حيران شده بوديم.
از ما دعوت مي کرد که روي قالي نيمه کاره اش برويم اما من که به دستان پينه بسته اش زل زده بودم به خود اجازه نمي دادم پا برروي گل هاي  قالي اش بگذارم چرا که حس مي کردم هنوز گرماي دستش روي آن باقي مانده.
لهجه قشقايي اش، دامن زيبا و چيندارش را توجيه مي کرد. اين لباس و لهجه مخصوص قشقايي ها بود که قبلا  در کتاب عکسشان را ديده بودم.
نگاهش اگر چه پر نور نبود، اما پر از برق محبت و اميد بود و لهجه اش  آنقدر شيرين که وادارم مي کرد حرفهايش را کامل گوش کنم.
«اين دار قالي را کميته امداد برايم تهيه کرد. نخ ها را هم خودشان به من تحويل داده اند وقتي بافتن فرش به پايان رسيد خودشان مي آيند و فرش را تحويل مي گيرند. وقتي فروخته شد دستمزد مرا کامل پرداخت مي کنند».
با اين که سن وسالي از گلبهار گذشته بود اما هنوز قامتش راست بودو دستهايش پرتوان!
از مهمان نوازي اش بود که دائم دعوتمان مي کرد سوي قالي نيمه کاره اش برويم و از مهرباني اش بود که قبل از رسيدنمان حياط خانه اش را آب و جارو کرده بود و از قدرشناسي اش بود که سربار نبودنش را مديون دست هاي مهرباني مي دانست که او را حمايت مي کنند تا طعم شيرين خودکفايي را بچشد.

منبع:روزنامه مردم سالاری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ماسموس  | 

انجمن دانشجویان قشقایی دانشگاه پیام نور کازرون در اواخر ترم دوم سال تحصیلی 88-1387توسط جمعی از دانشجویان تاسیس شد که پس از فراخوان عمومی در دانشگاه انتخابات شورای مرکزی انجمن برگزار گردید و پنج نفر بعنوان شورای مرکزی انتخاب گردید.

هدف این انجمن احیا و حفظ و ترویج فرهنگ اصیل ایل قشقایی و همچنین تقویت زبان ترکی دانشجویان قشقایی است .

برگزاری جشنواره موسیقی قشقایی توسط این انجمن، روز پنج شنبه چهاردهم آبانماه ،روز فرهنگ عمومی، در سالن نصرالله مردانی واقع در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کازرون برگزار خواهد شد.

این اولین برنامه فراگیر انجمن خواهد بود که از همه اهالی فرهنگ و هنر و علاقمندان به فرهنگ و هنر ایل قشقایی جهت شرکت در این برنامه دعوت بعمل می آید.

http://www.qashqaei.mihanblog.com/ 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ماسموس  | 

فرش قشقایی به یونسکو رفت                                                                                                                                      قابل ذکر است که قبل از این گلیم قشقایی مهر اصالت از یونسکو گرفته است(اینجا بخوانید)

نمایشگاه صنایع دستی کشور در شیراز با همکاری شرکت کوچ ایل قشقایی

دشت موک در معرض نابودی                                                                                                                                    قابل ذکر است دشت موک منطقه ای تاریی برای ایل قشقایی و یکی از گذرگاهها و مناطق محبوب ایل

هفت میلیارد تومان به مباحث فرهنگی آموزشی عشایر فارس اختصاص یافت

توزیع 30 میلیون لیتر آب شرب در بین عشایر قشقایی چهارمحال و بختیاری و خوزستان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ماسموس  | 

چندی پیش نمایشگاهی در اصفهان با موضوع : لباسهای سنتی قوم قشقايی ايران و قوم ساپوتک مکزيک برگزار شده بود٬که من خلاصه ای از این خبر (البته با اندکی تاخیر!!!)وچند عکس از این نمایشگاه را برای همه عزیزان قشقایی و قشقایی دوست اینجا آورده ام 

به دنبال عقد قرارداد همكاري‌هاي فرهنگي ميان كشور ايران و مكزيك نمايشگاهي از پوشش‌هاي سنتي دو قوم قشقايي از ايران و ساپوتك از مكزيك در گالري شماره يك موزه هنرهاي معاصر اصفهان برگزار شد.
از قوم قشقايي 20 دست لباس زنانه و از قوم ساپوتك‌ها 25 دست لباس زنانه به نمايش در آمده است. در كنار اين لباس‌ها زيرانداز، صنايع دستي، ابزار و لوازم، انواع شال‌ها و پوشش‌هاي سر اين دو قوم نيز در معرض نمايش قرار گرفته است.
موزه هنرهاي معاصر اصفهان پیشتر نيز نمايشگاهي از نقاشان ايران و مكزيك با عنوان سطح‌هاي رنگي داير شد.
ساپوتك‌ها قوم قديمي‌اي هستند كه در دره‌اي به نام تهوان تپك در غرب مكزيك واقع در كرانه اقيانوس آرام زندگي مي‌كنند.
ساكنان اين ناحيه سنت‌هاي بومي و آداب و رسوم قبل از استعمار اسپانيا در مكزيك را هنوز حفظ كرده‌اند. اين سنت‌ها در جشن‌ها، بازار، پوشش، زبان و آيين‌هاي اين قوم به راحتي محسوس است.
ساپوتك‌ها نمادهاي بومي زيادي را روي لباس‌هاي رنگارنگ ابريشمين خود نقش مي‌كنند. دامن‌هاي آنها چين‌دار است و حاشيه‌دوزي‌هاي زيبايي برگرفته از نقش‌هاي طبيعت در آن ديده مي‌شود.منشا تمام رنگ‌هاي پارچه‌هاي ساپوتك‌ها طبيعي است.
زنان اين قوم امور بازرگاني و مسئوليت‌هاي تجاري را بر عهده دارند و حاصل كشت و كار و ماهيگيري‌ مردان را به فروش مي‌رسانند و در حقيقت رييس خانواده به حساب مي‌آيند.
ايل قشقايي نيز با 30 هزار خانوار و 150 هزار نفر جمعيت بزرگ‌ترين قوم چادرنشين ايران است.
اين قوم هر سال بين سرزمين دنا و شهرهاي اطراف آن و كرانه‌هاي گرم خليج فارس در ييلاق و قشلاق هستند. حرفه و كار اصلي آنها دامپروري است و به همين سبب مجبور به كوچ هستند.
مسكن آنها چادرهاي مستطيل شكلي است كه از موي سياه بز بافته مي‌شود. لباس زنان ايل قشقايي نيز بسيار زيبا و فاخر است.
لباس زنان از 4 يا 5 دامن چين‌دار كه روي هم پوشيده مي‌شود تشكيل شده، به اين دامن‌ها در زبان محلي تنبان گفته مي‌شود. دامن‌هاي زيرين را از پارچه‌هاي گلدار و دامن‌ رو از پارچه فاخر و لطيف مخمل يا تور مي‌بافند. در پايين دامن‌ها هم تزييناتي دوخته مي‌شود.
پيراهن آنها يقه‌گرد آستين بلند دارد و تا پايين زانو است. اما در دو طرف دو چاك بسيار بلند دارد كه دامن از زير آن پيدا مي‌شود. كفش سنتي زنان قشقايي گيوه است و همه ‌آنها از جواهرات و دستبندهاي زيبايي استفاده مي‌كنند

عکس ها:

قوم قشقایی:

این یه عکس کلیه:

لباس های قوم ساپتوک:

منابع:BBC و  خبرگزاری میراث فرهنگی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ماسموس  | 

مطلبی رو در یکی از سایت ها می خوندم در رابطه با اقوام ایران،متاسفانه نام قشقایی رو ندیدم!!!یک سرچ کوچولو تو گوگل کردم تا به یه مطلب دیگه رسیدم مربوط به اقوام ترک در ایران(این دفه پیش خودم گفتم اینجا دیگه حتما هستیم)،نکته جالب این بود که حتی از خوردترین طوایف ترک)مثلا:کنگرلوها در ورامین،نفر در مشرق فارس(تازه نفرها جدا از قشقایی ها فرض شده اند!!!)،بیچاقچی های کرمان و... نامبرده شده اما از قشقایی ها هیچ!!!واقعا متاسفم هم برای خودم هم برای دیگر ترک های قشقایی

جایی از ما نامبرده نمی شود،خیلی کم،بیشتر بصورت عشایر جنوب!!!حالا اگر جایی هم نیمچه نامی از ما برده شود فرهنگمان را به اشتباه معرفی میکنند و ...مثلا مینویسند بیشتر قشقایی ها ترک هستند و ما بقی لر!!!(جالبه نه!؟؟؟در صورتی که تمام قشقایی ها به ترکی تکلم میکنند).در مورد مناطق قشقایی نشین میگویند:قشقایی ها در استان فارس ساکن هستند ودر شمال و جنوب آن کوچ میکنند(در صورتی که قشقایی ها در هشت استان کشور ساکن هستند!!!)

لباس زنان قشقایی، لری خوانده میشود.از کلاه قشقایی برای تبلیغ شامپو استفاده میشود و جالبتر اینکه شعری لری میخوانند و این خود باعث میشود که حتی خود ما به هویتمان شک کنیم!!!تبلیغ بستنی دایتی میشه انیمیشن با کلاه قشقایی و ترانه لری!!!در یکی از فیلم ها فکر کنم سریال روزگار غریب( در مورد زندگی دکتر محمد غریب)،وقتی کویر وارد دهستانی شدند گروهی را نشان میداد با کلاه قشقایی در کویر زندگی میکردند و فارسی صحبت!!!همین مسائل باعث میشه که بعضی وقتا حتی اهالی پایتخت با هویت ما آشنایی نداشته باشند ویا ما را لر بپندارند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(خیلی تعجب نکنید اینجا ایستگاه تعجبه!!!)

اینجا میتونید مطلب مربوط به اقوام ترک در ایران رو بخونید،اما این سخنه تنظیم کننده مطلب جالبه:

جالب است خاطر نشان سازيم كه نام قوم قشقايي ، پرجمعيت ترين قوم ترك در جنوب ايران ، حتي يك بار در اسامي جغرافيايي نيامده است.
http://www.gomishan.com/modules/news/article.php?storyid=43

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ماسموس  | 

به گزارش خبرگزاری تورک نیوز:در فیروزاباد در اعتراض به تشکیل بانک تات در راستای میدان دادن به سیاست های شوونیستی و شروع به کار این بانک همزمان با میلاد امام رضا(هشته هشته هزاروسیصدوهشتادوهشت)،اولین شعبه بانک تورک در فیروزاباد تاسیس شد،گفتنی است شروع به کار این بانک همزمان با سالروز میلاد حضرت عباس خواهد بود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ماسموس  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ماسموس  | 

عشایر جوکان فیروز آباد در حلقه محاصره سارقان مسلح مجبور به از دست دادن 20 راس از گوسفندان خود شدند . به گزارش خبرنگار آزاد صدا و سیما افراد مسلح ناشناس با محاصره احشام عشایر منطقه جوکان روستای عاسم فیروز آباد 20 راس از گوسفندان آنها را به سرقت بردند . تحقیقات پلیس برای دستگیری سارقان ادامه دارد .

منطقه جوکان  ( به فتح جیم و واو ) در 35 کیلومتری شمال فیروز آباد و شهرستان فیروز آباد نیز در 120 کیلومتری جنوب شرق شیراز قرار دارد (منبع:صدا و سیمای مرکز فارس)

من بیلمیرم بو بدبخت عشایر جانیندن نه ایستیرلر؟؟؟

قره گون قره ایل گو‌‌ءی اینن یئر ظولمی بیر یاندان!!!بنده ظولمی بیر یاندان!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ماسموس  | 

سایتی بسیار جالب حاوی نقاشی های استاد بیژن بهادری کشکولی درمورد ایل سرافراز قشقایی:

painter of the wind

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ماسموس  | 

جهانگیر خان در سن چهل سالگی تحصیل علم را شروع كرد و تا آنجا پیش رفت كه از فیلسوفان بزرگ تمام دوران شد

 تا آخر عمر در همان لباس ایلی اول خود باقی بوده و نیز تا آخر عمر به تجرد زندگی کرده و تأهل را بر نگزیده است

مرحوم جهانگیرخان در اصفهان از شاگردان خاص مرحوم قمشه‏ای بود و با هجرت استاد به تهران، او نیز به تهران مهاجرت كرد.
 
ایشان دو روز در هفته را  به تدریس ریاضى و هیئت می‌پرداخت. همچنین گاهى نیز به تدریس نهج البلاغه می‌پرداخت

علم طب را از طبیب معروف اصفهان، آخوند ملاعبدالجواد خراسانی آموخت

روحیات جوانی خویش را هرگز فراموش نكرده بود. و در ایام كهولت نیز به سواركارى، تیراندازی و نشانه‌زنی علاقه داشت

خانواده‌اش همه با سواد بودند و از ایل قشقایی، طایفه دره‌شوری، تیره جانبازلو.

زود استاد شد و خوب. آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله شاه آبادی، مرحوم نخودکی ... شاگردهای درس فلسفة او بودند.آن زمان، فلسفه‌خواندن کفر بود. آن‌ها مخفیانه «اسفار» ملاصدرا درس می‌گرفتند

برخی از شاگردان حکیم قشقایی:مرحوم آیت اللّه‏ العظمی بروجردی مرجع بزرگ شیعه،آیت اللّه‏ سید حسن مدرس، حکیم و علامه بزرگ حاج آقا رحیم ارباب، حکیم میرزا محمدباقر امامی، آیت اللّه‏ سید ابوالحسن اصفهانی، آیت اللّه‏ شیخ حسن‏علی اصفهانی، علامه بزرگ‏وار میرزا محمد حسن نایینی و صدها عالم و عارف دیگر اشاره کرد.

هیچ وقت کلاه ایلی اش تبدیل به عمامه نشد مگر موقع امامت جماعت که با شال کمرش، عمامه‌ای درست می‌کرد

* شهریه نمی‌گرفت. زمین کشاورزی داشت که از اجاره آن استفاده می‌کرد

هر کس می‌خواست اظهار فضل کند، می‌گفت: من شاگرد «جهانگیرخان قشقایی» هستم

* ظل‌السلطان، حاکم اصفهان خواست او را ببیند؛ اجازه ندادند. یک روز، بدون اطلاع به مدرسه رفت و وارد اتاق جهانگیرخان شد و گفت: «اگر سابق می‌خواستید مرا ببینید چندماه طول می‌کشید، اما امروز من باید از شما وقت بگیرم...»(ظل‌السلطان پسر ناصرالدین شاه بود و مثل پدرش مجرم و مفسد.)

 از کسی پول قبول نمی‌کرد. حتی موقع نیاز. همه می‌گفتند: او خیلی منیع الطبع است

مریض شد. بیماری کبدی داشت. خادمش ـ محمدجعفر دهاقانی ـ رفت دنبال دکتر مخصوص ایشان، که میرزا مسیح‌خان بود. دکتر گفت: نمی‌آیم. «خان» آدم کوچکی نیست. برای عیادت می‌آیم. خان فهمید به محمدجعفر گفت: به دکتر بگو برای عیادتم بیاید...دکتر آمد. خان، تبسمی کرد و گفت: هرچه تو می‌دانی، من هم می‌دانم. خوب‌شدنی نیستم. میرزا مسیح رفت دکتر شافتر مسیحی را آورد. دواها را از مریض‌خانه انگلیسی‌ها تهیه کردند. ولی خان نخورد...سه یا چهار ساعت از شب می‌گذشت که جهانگیرخان گفت: رختخوابم را رو به قبله کنید... کمی آب خورد... ذکر می‌گفت، که دیگر کسی صدایش را نشنید؛ هیچ وقت.

 سرانجام مرحوم آیت الله حكیم جهانگیرخان قشقایی به دنبال یك بیماری كبدی در همان حجره مدرسه صدر در سن هشتاد و پنج سالگی در سیزدهم رمضان سال 1328 هجری قمری در اصفهان از دنیا رفت و پس از یك تشییع باشكوه و نماز آیت الله محمدتقی نجفی در تكیه آقاسیدمحمد ترك،در تخت فولاد به خاك سپرده شد.
 
حكیم قشقایی در كلام بزرگان:
آیت الله العظمی بروجردی درباره او می‏گوید: "ما در زمان جوانى، در حوزه علمیه اصفهان نزد مرحوم جهانگیرخان، اسفار می خواندیم ولی مخفیانه. چند نفر بودیم و خفیّه به درس ایشان می‏رفتیم."(شاگرد وی)

استاد شهید مطهری درباره شخصیت و جایگاه علمی و معنوی حكیم قشقایی چنین می‏نویسد: "مرحوم خان، علاوه بر مقام علمی و فلسفی، در متانت و وقار و انضباط اخلاقی و تقوا نمونه بوده است. تا آخر عمر در همان لباس عادی اول خود باقی بوده و فوق‏العاده مورد ارادت شاگردان و آشنایان بوده است."

مرحوم شیخ عباس قمی(مؤلف کتاب مفاتیح الجنان): "حكیم قشقایی عالمی جلیل و فاضلی دانا بود كه در علوم معقول و منقول و در عرفان به كمال رسیده بود. او در علم و عمل به جایی رسید كه بزرگان از شهرهای دیگر به حوزه درسش می‏آمدند."

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ماسموس  |